عماد الدين حسن بن علي الطبري
277
كامل بهائى ( فارسي )
قال اللّه تعالى وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ( آل عمران 153 ) و اگر تو بودى تند خوى پردل هرآينه بگريختندى از گرد تو . مسأله ؟ آنچه گويند ابو بكر چهل هزار درهم به خرج رسول كرد . جواب اين گفته شد به شرح ، و نيز رسول از هجرت مهمان انصار بودى و ابو بكر درويش بود بعد از هجرت و محتاج انصار و او نيز به طفيل رسول صلّى اللّه عليه و آله خوردى ، و بعد از هجرت رسول صلّى اللّه عليه و آله را فتح بلدان ميسر شد و به غنائم اللّه تعالى او را مستغنى گردانيد ، و اگر قبل از هجرت بود مال خديجه بود بيشتر از همه مال قريش و رسول صلّى اللّه عليه و آله مستغنى بود به مال خديجه از مال ابو بكر با آنكه صدقه بر رسول حرام بود و ابو بكر شتر به كرايه گرفتى چون عزم سفر كردى قبل از اسلام اين مال كجا بود او را . و دليل بر آنكه ابو بكر چهل هزار درهم نداد آنكه چون شخصى با رسول خلوتى مىساخت و سرى با او مىگفت يا مسألهاى مىپرسيد . جمله را ان هوس مىبود كه چنان كنند و رسول را از آن ملال آمدى آية : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ( مجادله 13 ) اى آنان كه ايمان آوردهايد هرگاه خواهيد كه مناجات كنيد با رسول صلّى اللّه عليه و آله پس مقدم سازيد بر مناجات خودها صدقه را . چون اين آيه نازل شد امير المؤمنين دستار بده درهم بفروخت و گويند ده درهم به قرض بستد و به صدقه داد و ده سؤال بكرد ، و هيچ كس ديگر بر اين آيه عمل نكرد به غير از على عليه السّلام و حكم آية منسوخ شد به آية : أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ ( مجادله 14 ) آيا نرسيديد كه مقدم سازيد در وقت مناجات خودها با رسول صلّى اللّه عليه و آله صدقات را پس چون صدقه نداديد خداى توبهء شما قبول كرد . پس اگر وى را مال بودى بدادى و مناجات كردى و اگر بود بخل كرد و نداد اين لاف نرسد مخالف را كه گويد چهل هزار درهم بداد و اگر حديث « اقتدوا بالذين من بعدى ، ابو بكر ، و عمر » راست بودى به بيعت ستادن محتاج نبودى و انصاريان با وى مخالفت نكردندى و او تمسك بدين حديث كردى نه به حديث « الائمة من قريش » . و گويند رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : ابو بكر افضلكم ، و اعلمكم ، و نگويند كه ابو بكر معنى كلاله ندانست و عمر و هر دو معنى « ابا » ندانستند چنانچه ثعلبى گويد ، و عمر دائما گفتى « لو لا على ، لهلك عمر ، لو لا معاذ ، لهلك عمر » . و آنچه گويند بر عرش نام ابو بكر و عمر نوشته بود رد بر آن كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت بر